الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

73

الغدير ( فارسي )

37 بخشش خليفه به ابو سفيان به گفته ى ابن ابى الحديد در شرح خود 1 / 67 ، در همان روز كه خليفه دستور داد 000 / 100 درم از بيت المال را به مروان بدهند 000 / 200 درم نيز از بيت المال به ابو سفيان بخشيد . امينى گويد : براى بو سفيان كه شايسته ى محروم داشتن از همه ى نيكوئىها است هيچ موجبى نمىبينم كه اين بخشش كلان از بيت المال مسلمانان را روا بشمارد زيرا او - چنان كه در استيعاب به خامه ى بو عمر به نقل از گروهى آمده - از همان آغاز مسلمانىاش پناهگاهى بود براى منافقان و در جاهليت نيز او را نسبت به زندقه مىدادند روز يرموك ( سپاه روم كه حمله مىآوردند ) مىگفت : بيائيد اى شاهزادگان رومى ! و چون زبير گزارش اين سخن را از پسر خويش شنيد گفت : خدا بكشدش كه جز نفاق راهى نمىرود آيا ما براى او از شاهزادگان رومى بهتر نيستيم . على نيز به او گفت تو هميشه دشمن اسلام و اهل اسلام بوده اى و از طريق ابن مبارك از زبان حسن نقل شده است كه چون خلافت به عثمان رسيد بو سفيان بر وى در آمد و گفت پس از تيم و عدى ( قبيله ى بو بكر و عمر ) كار به تو رسيد پس آن را مانند گوى بگردان و ميخهاى آن را از امويان قرار ده كه اين بساط جز سلطنت چيزى نيست و نمىدانم بهشت و دوزخ چيست پس عثمان بر سرش داد زد : برخيز از نزد من ، خدا با تو چنان كند كه كرده است استيعاب 2 / 690 و در تاريخ طبرى مىخوانيم 11 / 357 : اى پسران عبد مناف ! مانند گوى به سرعت ، آن را بگيريد كه آن جا نه بهشتى است نه دوزخى .